تبليغاتX
دست نوشته
امروز
اما .....

 کوچه مدتهاست

گشایش پنجره ای را به خود ندیده است

شاید

 خانه ها در یخ بستگی شان

 افراط می کنند

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 18:46  توسط آسمان  | 

 

آنگاه که

سکوت ترانه هایم

جاری شود

ترا در پس هر فریادش

به اوج می کشاند

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 15:58  توسط آسمان  | 

چشمها

چه بی صدا اشک ریختند

و خارهایی از توکل

که بر دل نشستند

این قطرات

عشق را

تا دره  خشنودی پیش بردند

و بر قله های رهایی نشاندند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 10:42  توسط آسمان  | 

سمت ناپیدای ما را
 
کودکی
 
 با اشاره چشمانش
 
 نشان میدهد
 
 آن نگاه
 
آنقدر عمیق است که
 
انسان
 
درآستانه آن گم میشود
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 12:1  توسط آسمان  | 

خویشتن را

به اسارت ذهنمان

 سپرده ایم

و اندیشه را

 از خویشتن

تهی ساخته ایم

شگفتا

که به انتظار گشایش نیز

نشسته ایم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 17:26  توسط آسمان  | 

گسسته مي شويم به تكرار

از شكلي كه

در آن آسوديم.....

واي از اين دشمن خانگي

كه وادارمان مي كند

تا بپذيريم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 17:23  توسط آسمان  | 

 

در آزار پروانه ها

همین بس که

شعله شمعی

به غارت طوفان برود

و آرامش سوختنی

بهم بریزد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 8:9  توسط آسمان  | 

 
گرم نگاهم دار
 
که چون گردی 
 
بناگاه
 
بر خواهم خواست و
 
بر شفافیت آینه های انتظار
 
 خواهم نشست
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 8:25  توسط آسمان  | 

 

از فراز پلي كه به بهار زده ام

هيولاي زمستان را مي نگرم

و سردي انسان را

كه چه انجمادي بپا مي كند

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 8:57  توسط آسمان  | 

 

سرما کی رخت بر خواهد بست

شاید هیچگاه

اگر به آن عادت کرده باشی

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 8:34  توسط آسمان  |