تبليغاتX
دست نوشته
امروز
اشكهايم آتش نشان آتشي است كه بر دلها رفته است و پرورنده مهر در جنگ آهن و تن پس بخوان كه عشق پيروز است
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 19:20  توسط آسمان  | 

به نجات تو از سقوط مي انديشد يارترين همانكه در قاموسش جز الفباي مهرورزي دانسته اي را نگنجانده اند
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 19:18  توسط آسمان  | 

 

شوق گمشده اي كه

با كمك سرنوشت

به بهاي گزافي يافته اي را

بيهوده به دست گذر زمان نسپار

شايد كه ديگر نتواند

سر برآورد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 6:39  توسط آسمان  | 

نگاهم دار که چون گردی بناگاه بر خواهم خواست و بر شفافیت آینه های انتظار خواهم نشست
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 17:51  توسط آسمان  | 

دیگر نمیتوان کاری کرد برای کسی که حاکم تنهایی خویش است آنی که به دراندن وجود محکومش سخت و بیرحم فرمان میدهد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 6:29  توسط آسمان  | 

سمت ناپیدای ما را کودکی با اشاره چشمانش نشان میدهد آن نگاه آنقدر عمیق است که انسان درآستانه آن گم میشود
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 18:25  توسط آسمان  | 

 

همراه ترانه اي كه مي خوانم برخيز 

ديگر با سرود شادماني نيز

نمي توان نشست

روزهاي سياه را ورق زد

و موهاي سپيد را شمرد 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 10:13  توسط آسمان  | 

بايد ايمان بياوريم 

 به پرستويي كه خبر بهار را مي آورد

به بالي از پرواز كه ممكن است

روزي به آن دانه هم داده باشيم  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 19:2  توسط آسمان  | 

ابتداي من 

در انتهاي زمين

به فرجام مي رسد

همانجا كه

بسيار نتوانستند

كه آغازش كنند   

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 17:23  توسط آسمان  | 

تنها او ميتواند كودكي ام را بمن بازگرداند همان آشناي دور افتاده ام خودم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 17:57  توسط آسمان  | 

تنها او ميتواند كودكي ام را بمن بازگرداند همان آشناي دور افتاده ام خودم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 17:57  توسط آسمان  | 

دوستي هايمان را اندك مردمان 

با آنكه هديه شان داديم

پذيرفتند

روزگار خوبي نيست

چون به آنچه كه مهرباني است

پشت پا مي زنند

و شكوفه هاي منتهي به بروبار را از شاخه ها مي چينند  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1385ساعت 19:43  توسط آسمان  | 

 

آنسویی

به سنگینی پر کاهی هم زمینگیر نشو

که تو در سرشتت رهایی از هر چه زمینی

حک شده است

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 12:0  توسط آسمان  | 

 

 

بنام بهار

دل و اندیشه باغبان با جوانه سر بر آورده است

همانکه بنام بهار پرورش می دهد

و به نیت شکفتن التیام

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 7:52  توسط آسمان  |