|
|
|
|
|
آتش در فراسوي ما مي سوزد و اين نكته را به جانم مي اندازد كه هيچگاه بي سوزش كاري پيش نمي رود |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 21:46 توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
به نجات تو از سقوط مي انديشد يارترين همانكه در قاموسش جز الفباي مهرورزي |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 21:3 توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
ايستگاه آخر هم نقطه درنگي براي روزهاي از دست رفته |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 8:44 توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
به ساحلم آورد دغدغه هاي طوفان و به اقيانوسم كشاند آرامشهاي سكون كه تنها در اين ميان شورش و نشست |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 19:4 توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
فریاد از مردمانی که حقیقت را در ذهن کوچکشان زندانی می کنند و با دست پلیدشان می آزارند |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 19:36 توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
همواره آنجا خواهم بود عرصه عشق ورزيدن پرنده اي كه درآن عبور انسان را |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 18:32 توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
اگر روزگارت ورقي خورد
و به صفحات سفيدي رسيد
فرصتي بده به دستي كه
سالها به انتظار نگاشتنش بر روي تو
لحظه شماري كرده است |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 16:2 توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
نقطه برخورد
شايد بسيار دور است
كه همواره به خود
بر مي خورم
و كسي را كه
به فهم انديشه هايم
آگاهست نمي يابم
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 15:56 توسط آسمان
|
|
||