تبليغاتX
دست نوشته
امروز
 

باز هم دشت و باران و ترانه

و این بار

دشتی به وسعت تنهایی

بارانی به انتهای رهایی

و ترانه ای به شادی وصل

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 8:59  توسط آسمان  | 

 

و این خاک زایا

چگونه تواند

لایه ای از سنگ سخت

را برروی خود تحمل کند

تا جوانه ای از آن نروید

و درختی سر به آسمان نکشد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر 1386ساعت 8:56  توسط آسمان  | 

 

بی اراده

درهر لحظه گم می شوم

تا دردست های وسیع تو

 مصمم

خود را باز یابم

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 10:48  توسط آسمان  | 

 

در قاب کوچکی

به صدها تکه شکستیم و

او در تصویر بی نهایتی

به هزاران منظر

نقشمان زد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 9:45  توسط آسمان  |