|
|
|
|
|
وای از این اسطوره سازی های بی بنیاد که چشمها را می فریبند و عقل را در کاسه امیال کوچک می کنند شگفت آنکه خود را به تفکر و اندیشه نیز می آلایند |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 9:27 توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
با كه مي توان گفت از آخرين رود در مرداب كه كهكشان را فرياد مي كند؟
با چه آهنگي توانم سرود ضجه پرستوي به جا مانده از كوچ همسفران ؟ چگونه ببينم تصوير بي نهايت را وقتي كه آينه ها شكسته اند؟
در اين همه چپاول زيبايي كو كو پر مي كشد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 10:5 توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
بگوآن روز که گفتی چگونه مثل یک درخت شدی باد ندایت را به شش جهت برد زنان با سبدهای خالی از هر طرف به سویت روان شدند و به انتظار پر شدن دست های خالی شان از شاخه های پر بارت صف کشیدند. بگو آن روز که گفتی چگونه مثل یک درخت شدی چشمه ها جوشیدند و رودها روان شدند تا دشت های تشنه را سیراب كنند و مردان را تا قله هاي رهايي برای دیدار خورشید روانه سازند
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 9:49 توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
در اين اندوهگين ايام كه به مبارزه با خويشتنم مي خواند دست بر آسمان مي برم و هر چه فرود مي آيد را شادمانه سپاس مي گويم |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 11:14 توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
تنیده با رشته های تقدیری که ناگهان روح در حادثه ای بی تکرار ما را به هم بافته است |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 8:2 توسط آسمان
|
|
||