|
|
|
|
|
مهتاب سرزمین مادری ام را به زیر ملافه اي از تابش خود برده است آنجا كه عابران جسور آخرین رقص ترا بر زمين به تماشا نشسته اند |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 19:39 توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
احساس پنجره چه زیباست در باد وقنی دستی فراموش کرده چفتش را بیندازد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 13:27 توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
هنوز هم
تحمل تازیانه هایت دشوار است اگر چه دیر زمانی است به آن خو گرفته ام |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 11:44 توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
پل بی عابر بزرگ کجاست تا بر فراز آن وصل دلتنگی فاصله هایمان را به تماشا بنشینم
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 7:3 توسط آسمان
|
|
||