|
|
|
|
|
کاش رهگذری می دانست
که تو چگونه از روزن اینهمه قصه دلگیر گذشتی و در سکوت رها شدی |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 21:59 توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
بی فریاد خواهم گریست از حقیقتی که اسطوره هایش را این بی شماران از یاد برده اند |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 8:32 توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
سادگی ........ شاید اندیشه ای است برهنه در سنگلاخ های بران و یا رهایی بی سرانجام در شورشی پر افت و خیز .
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 11:47 توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
دوستی های سترگ را
چه دانایی از مهرم به توست و جانفشانی ها براستی چه در آستین دارند در آن هنگام که سر و جان از هم می پاشند
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم دی 1387ساعت 8:17 توسط آسمان
|
|
||
|
|
|
|
|
دلیل باران تویی ای دوست
و بهانه ای که پایکوبان دستی بیفشانم
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 9:51 توسط آسمان
|
|
||